تاریکترین شبها
اشعار و متال و راک و مسائلي که هر کس نداند
I, once upon a time A sorrow in me Saw a movement in their eyes Waiting to fail Failing again If death should take me now گفت روزي به من خداي بزرگ نشدي از جهان من خشنود! اين همه لطف و نعمتي كه مراست چهرهات را به خندهاي نگشود! اين هوا، اين شكوفه، اين خورشيد عشق، اين گوهر جهان وجود اين بشر، اين ستاره، اين آهو اين شب و ماه و آسمان كبود! اين همه ديدي و نياوردي همچو شيطان، سري به سجده فرود! در همه عمر جز ملامت من گوش من از تو صحبتي نشنود! وين زمان هم در آستانه مرگ بيشكايت نميكني بدرود! گفتم: آري درست فرمودي كه درست است هرچه حق فرمود خوش سراييست اين جهان، ليكن جان آزادگان در آن فرسود جاي اينها كه بر شمردي، كاش در جهان ذرهاي عدالت بود. فريدون مشيري لبریز از احساس... صدای پای آب رو به فارسی و انگلیسی میبینین در ادامه ی مطلب میبینین. هرچی و هرکی که هست! اینجا یه وبلاگه برای اینکه حرفام تو دلم نمونه! بعضی وقتا خوشحالیه بعضی وقتا دپرسی. بعضی وقتا خشمه بعضی وقتا عشق. بعضی وقتا دست نوشته های منه. بعضی وقتا شعرامه. بعضی وقتا شعر دیگرانه... و و و و و و.......... ببخشید که افکار یه دیوونه رو در اختیارتون قرار میدم. واقعا متاسفم....
Carried a burden inside
I sung a last good-bye
A broken rhyme I'd underlined
There's an ocean of sorrow in you
Said I no longer knew the way
Given up the ghost
A passive mind submit to fear
And the wait for redemption at hand
Count my mistakes and let me through
Whisper in my ear
You've taken more than we've received
And the ocean of sorrow is you
ادامه مطلب![]()

