تبليغاتX
تاریکترین شبها

تاریکترین شبها

اشعار و متال و راک و مسائلي که هر کس نداند

I, once upon a time
Carried a burden inside
I sung a last good-bye
A broken rhyme I'd underlined
There's an ocean of sorrow in you

A sorrow in me

Saw a movement in their eyes
Said I no longer knew the way
Given up the ghost
A passive mind submit to fear
And the wait for redemption at hand

Waiting to fail

Failing again

If death should take me now
Count my mistakes and let me through
Whisper in my ear
You've taken more than we've received
And the ocean of sorrow is you

OPETH

نوشته شده در جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت 16:54 توسط ققنوس سیاه| |

گفت روزي به من خداي بزرگ

نشدي از جهان من خشنود!

 

اين همه لطف و نعمتي كه مراست

چهره‌ات را به خنده‌اي نگشود!

 

اين هوا، اين شكوفه، اين خورشيد

عشق، اين گوهر جهان وجود

 

اين بشر، اين ستاره، اين آهو

اين شب و ماه و آسمان كبود!

 

اين همه ديدي و نياوردي

همچو شيطان، سري به سجده فرود!

 

در همه عمر جز ملامت من

گوش من از تو صحبتي نشنود!

 

وين زمان هم در آستانه مرگ

بي‌شكايت نمي‌كني بدرود!

 

گفتم: آري درست فرمودي

كه درست است هرچه حق فرمود

 

 

خوش سرايي‌ست اين جهان، ليكن

جان آزادگان در آن فرسود

 

جاي اين‌ها كه بر شمردي، كاش

در جهان ذره‌اي عدالت بود.

                                                                                      فريدون مشيري

نوشته شده در سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 18:38 توسط ققنوس سیاه| |
سهراب سپهری شاعری که من میپرستم...

لبریز از احساس...

صدای پای آب رو به فارسی و انگلیسی میبینین در ادامه ی مطلب میبینین.

 


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 22:51 توسط ققنوس سیاه| |
به نام آفریننده ی من.

هرچی و هرکی که هست!

اینجا یه وبلاگه برای اینکه حرفام تو دلم نمونه!

بعضی وقتا خوشحالیه بعضی وقتا دپرسی. بعضی وقتا خشمه بعضی وقتا عشق.

بعضی وقتا دست نوشته های منه.

بعضی وقتا شعرامه.

بعضی وقتا شعر دیگرانه...

و و و و و و..........

ببخشید که افکار یه دیوونه رو در اختیارتون قرار میدم. واقعا متاسفم....

 

نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 22:34 توسط ققنوس سیاه| |